اعترافات احمقانه ، جالب و خنده دار ! ( سری ششم )

www.TakPayamak.com

اعترافات احمقانه ، جالب و خنده دار ! ( سری ششم ) - www.TakPayamak.com

 

سری جدید اعترافات احمقانه با تشکر ویژه از همه عزیزانی که تو اعترافات احمقانه سری های قبل ( برای مشاهده کلیک کنید )  ، تو قسمت تظرات اعترافاشون رو قرار دادند . شما هم اگر اعتراف جالبی دارید ، در بخش نظرات اعلام کنید تا سری بعدی در سایت درج شود .

 

 

 

 

بوفالو : یه بار خواستم به معلمم بگم خانم درسش سوالی نداره گفتم : سوالش درسی درسش سوالی نداره !
معلم منو مسخره کرد اما روز بعد معلم به جای قسمت گفت قجمت :D

 

 

 

 

ناشناس : اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم اومدم سمت شاگرد نشستم ! یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه
الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم ! :D

 

 

 

 

شکیبا : اعتراف میکنم کلاس سوم راهنمایی بودم . زنگای علوم به صورت گروهای ۶ نفری مینشستیم . هر گروه هم یه اسمی داشت . یکی از بچه های گروه خیلی اذیتم میکرد . :( اسمش مهری بود :P منم قسم خوردم یه روز حالشو بگیرم :D
یه روز که معلممون گروه ها رو صدا میکرد که ازشون درس بپرسه . من گفتم خدا کنه ار ما نپرسه. :(
مهری گفت : گه میخوره از ما بپرسه ! :o
منم که دیدم وقتش رسیده گفتم خانوم اجازه ؟ :D
گفت بگو دخترم ؟
گفتم خانوم مهری گفت : شما گه میخورید ازمون درس بپرسید . . . :roll: :mrgreen:
خلاصه اون سال منو مهری جفتمون علوم صفر شدیم !